مطالعه پدیدارشناسانه در بهبود چالش های حاکم در آموزش درس علوم مقطع ابتدایی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 کارشناسی آموزش ابتدایی، آموزگار رسمی آموزش و پرورش، اردبیل

چکیده

پیشینه و اهداف: هدف پژوهش، بررسی بهبود آموزش درس علوم در مقطع ابتدایی و شناسایی چالش­ها و راهکارها جهت غلبه بر مشکلات با تکیه بر تجارب زیستة معلمان و متخصّصین تعلیم و تربیت است. روش‌ها‌: روش پژوهش حاضر، کیفی از نوع پدیدارشناسی است. مصاحبه ­شوندگان شامل معلمان و متخصّصان شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402بودند. برای انتخاب شرکت کنندگان، 22 نفر معلم و 17 نفر متخصّص از شیوة نمونه ­گیری هدفمند و تا حد اشباع استفاده شد. داده ها با استفاده از مصاحبة نیمه ساختار یافته و با سؤالات باز پاسخ جمع ­آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی مصاحبه ­ها، تکنیک تثلیث، تکنیک کنترل اعضاء، تکنیک کسب اطلاعات دقیق موازی و خود بازبینی محقّقان استفاده شد. یافته‌: در مصاحبه با معلمان، اکثریث آنها بر وجود چالش­ها باور داشتند. همچنین با مشکلات متعددی نیز مواجه بودند. در گام بعدی در مصاحبه با متخصّصان، بر مشکلاتی همچون  فقدان امکانات و تجهیزات آزمایشگاهی، ضعف نیروی انسانی در زمینة تخصّص، محدودیت‌های زمانی، آموزشی و فرهنگی، چالش­ها در زمینة روش‌های تدریس معلمان تأکید شد و جهت غلبه بر چالش‌ها راهکارهایی ارائه شد. نتیجه‌گیری: برای عبور از چالش ­ها در مسیر بهبود آموزش درس علوم مقطع ابتدایی راه حل ­های مختلفی به دست آمد که برخی از آنها شامل: استفاده از امکانات موجود به صورت خلّاقانه، آموزش معلمان متخصّص و کارآمد، استفاده و به کارگیری روش تدریس مناسب و جذاب، ارائة محتوای درس علوم به شیوة عملی و تجربی، بهبود محتوای کتاب از نظر کمیّت و کیفیت، فراهم آوردن امکانات آزمایشگاهی در مدارس، استفاده از روش ­های نوین تدریس، بهره ­مندی از معلمان و اساتید برتر، افزایش ارتباط مدارس با خانه و جوامع بود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات